کتاب استاد عشق تنها نمونۀ مورد تایید ناشر و بنیاد پرفسورحسابی به چاپ نود و دوم رسید

کتاب استاد عشق تنها نمونۀ مورد تایید ناشر و بنیاد پرفسورحسابی به چاپ نود و دوم رسید

کتاب استاد عشق نوشته فرزند دکتر، ایرج حسابی شرح کاملی از تمام تحصیلات، خدمات و مشاغل اوست و نیز شرح کاملی از مرارت هایی که استاد در طول زندگی گهر بار خود متحمل شد.این کتاب زیبا با متن روان و پر از تصویر خود گذشته ای نه چندان دور را برای ما مجسم میکند که برای هر گروه سنی قابل درک است.

درباره ی کتاب استاد عشق

کتاب استاد عشق مجموعه‌ای از خاطرات پروفسور سیدمحمود حسابی است که فرزند او، ایرج حسابی، آن‌ها را جمع‌آوری و تدوین کرده است. این کتاب، برای اولین بار در سال ۱۳۸۰ چاپ و منتشر شد که با استقبال اهالی کتاب در سال ۱۳۹8 به چاپ نود دوم رسید.

کتاب استاد عشق شامل ۱۸ بخش است که با درآمدی بر زندگی پرفسور حسابی آغاز می‌شود. در ادامه نیز به روایت خاطرات و افتخارات ایشان پرداخته شده است. در آخر کتاب هم عکس‌هایی از مراحل مختلف زندگی این شخصیت برجسته وجود دارد.

زندگی سخت پروفسور حسابی در دوران کودکی به‌دلیل بی‌مهری‌های پدرشان،‌ بیماری مادر، غربت و دوری از وطن و همچنین تلاش‌هایشان در زمینه تحصیل و پیشرفت علمی برای کسانی که به‌دنبال رسیدن به اهداف و یافتن جایگاهی علمی‌اند، بسیار الهام‌بخش است.

روایت زندگی ایشان از زبان پسرشان باعث شده تا با جزئیات بیشتر و از نزدیک‌تر با شخصیت ایشان آشنا شویم، این روایت‌ها به‌قدری جالب توجه است که از همان ابتدای کتاب مخاطب را مجذوب داستان زندگی ایشان می‌کند.

از نکات جالب‌توجه در مورد شخصیت پروفسور حسابی، توجه او به فرهنگ ایرانی و همچنین اهمیتی است که برای تربیت فرزندانش قائل است. برای مثال، پروفسور حسابی که خودش شیفته و عاشق حافظ بود، در شب یلدا، هنگامی که متوجه می‌شوند ایرج، عبارتی را در غزل حافظ اشتباه می‌خواند، تصمیم می‌گیرند که شعر حافظ را به او بیاموزد. دراین‌باره ایرج حسابی می‌گوید: «من که از این تصمیم خوشحال شده بودم، با خود گفتم حداکثر دو سه هفته بیشتر طول نمی‌کشد و دیوان حافظ را تمام می‌کنیم. از فردای آن روز حافظ خواندیم. از شبی نیم‌ساعت شروع شد و به دو ساعت‌ و‌ نیم رسید، تا اینکه پس از ۵ سال دیوان حافظ تمام شد.»

دکتر حسابی علاوه بر تسلط بر چهار زبان زنده دنیا، در موسیقی و نواختن ویولن و پیانو دستی داشت و در چند رشته ورزشی کسب موفقیت کرد و در شنا دارای دیپلم نجات غریق شد.

  • جالب است بدانید، پروفسور حسابی به زبان‌های فرانسه، انگلیسی، عربی، ایتالیایی، سانسکریت، یونانی، پهلوی، اوستا، ترکی، روسی و آلمانی تسلط داشتند.
  • در پی تلاش‌های ایشان در زمینه‌های گوناگون علمی و فرهنگی بزرگ‌ترین نشان علمی فرانسه، کوماندرو دولالوژیون دونور (connandeur de la legion d’honneur) و اُفیسه دولالوژیون دونور (officier de la legion d’honneur) به ایشان اعطا گردید. و در سال ۱۳۶۶ در کنگره شصت سال فیزیک ایران، از ایشان به‌عنوان (پدر علم فیزیک ایران) قدردانی شد.
  • شرح خدمات ارزشمند ایشان پس از بازگشت به وطن از جمله تأسیس دانشگاه تهران نیز از روایت‌های خواندنی این کتاب است.

پرفسور محمود حسابی در ۱۲ شهریور سال ۱۳۷۱ هجری شمسی در بیمارستان دانشگاه ژنو درگذشت. آرامگاه (خانوادگی) وی در شهر تفرش قرار دارد.

بخش‌هایی از کتاب استاد عشق

هیچ‌وقت یادم نمی‌رود، من فقط به‌خاطر اینکه بیش از این‌ها از اروپایی‌ها عقب نیفتیم و هر طور شده دانشگاهی تأسیس کنیم، قبول کردم که علی‌رغم همه‌ی نگرانی‌ها به نزد شاه بروم. حکمت هم با تلاش زیاد وقت ملاقاتی تنظیم کرد و پیش شاه رفتم. بیش از نیم ساعت با شاه صحبت کردم، از ضرورت تأسیس دانشگاه برایش گفتم. او با دقت به حرف‌های من گوش می‌داد. این فرصت برایم غنیمت بود. حرف‌هایم که تمام شد، شاه گفت: همه‌ی این‌‌ها که گفتی درست؛ ولی بگویید این دانشگاه به چه درد می‌خورد؟ فکر کردم باید چند مثال بزنم تا موضوع و اهداف تأسیس چنین مرکزی برایش کاملا روشن بشود و اورا متوجه اهمیت آن بکنم…

 

 

به این مطلب رای دهید
[مجموع: 1 میانگین: 5]

دیدگاهتان را بنویسید

بستن منو
×

سبد خرید

رفتن به نوارابزار